محمود بن جعفر عراقى ميثمى
26
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )
و چون علم و اراده در تناول غذا كفايت نكند دست را آفريد كه با آن تناول نمايد . و چون دست در تناول غذا از اماكن بعيده كافى نباشد پا را آفريد كه بسوى غذا برود . و چون تناول غذا و وصول آن به اندرون دهن كافى نبود حلقوم و مرى را آفريد از براى دخول غذا به اندرون . چون غالب اغذيه محتاج به خورد كردن باشد تا آنكه بدون مشقت داخل درون شود و استعداد تحليل پيدا كند و قابل طبخ و نضج گردد ، دندان را آفريد تا آنكه مانند آسيا باشد . و چون آسيا محتاج به حركت بود لحيين [ - دو فك ] را آفريد كه حركت نمايد . و چون حركت فك بالا صدمه به اعضاء رئيسه مانند چشم و غير آن داشته و حسن منظر را مىبرد به عكس متعارف در آسيا ، فك اسفل را متحرك ساخت و دهن را باقوا آفريد تا آن كه غذا را در وقت طحن نگهدارد . و چون اغذيه متفاوت بود در حاجت به شكستن و بريدن و خورد كردن ، دندانها را سه نوع آفريد . نوعى تيز مانند رباعيات از براى بريدن ، و بعضى مدوّر چون انياب از براى شكستن ، و قسمتى پهن چون اخراس از براى خورد كردن است . و چون غذا به اين جهات در فضاى دهن متفرق گردد و تناول صعب شود زبان را آفريد تا آنكه غذا [ را ] جمع نمايد و در نزد طواحن اندازد تا آنكه غرض حاصل آيد . و چون بعض مطعومات خشك باشد و فرو بردن آن بدون رطوبت نشايد ، در فضاى دهن قوه از براى جذب رطوبت از معده و ساير اعضاء آفريد كه على الدوام با آن قوهء دهن مانند چشمه آب لعاب زايد و مطعوم را به آن تر نمايد . و چون خودبخود از راه مرى و حنجره به درون نزول ننمايد قوايى آفريد كه آن را از فضاى دهن حركت داده به درون رساند ، و در حنجره طبقات آفريد كه در وقت نزول گشاده گردد ، و بعد از نزول آن ، بهم آيد و فشرده گردد از براى آنكه قوهء جاذبه غذا را از دهليز مرى به قعر رساند . و چون غذا به محض وصول به قعر معده ، صالح آن نباشد كه جزء بدن انسان گردد بلكه ناچار از طبخ و نضج باشد ، حكيم على الاطلاق معده را مانند ديگ آفريد تا آنكه چون غذا داخل آن شود آن را احاطه نمايد ، و به سبب حرارتى كه در اعضاء محيط بر معده - مانند